هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
208
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
از اين وضع شكايت به على ( ع ) برد على ( ع ) به وى گفت : پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا ، وقتى بيرون مىروى مرا نيز با خود همراه كن ؛ روز بعد به اتفاق بيرون شدند كودكان طبق عادت [ و تحريك بزرگترها ] به آزار ايشان پرداختند در اينجا بود كه على ( ع ) به حسابشان رسيد ؛ او صورت ، بينى و گوشهايشان را گاز مىگرفت ، كودكان گريه كنان پيش پدر و مادرشان مىرفتند و مىگفتند على بن ابى طالب ما را گاز گرفت چنين شد كه در ميان كودكان مكه به ( گازى ) شهرت يافت . بيشتر روايتها تأكيد بر اين دارند كه پس از كشته شدن پرچمداران و درگير شدن دو لشكر با يكديگر ، هيچ كس به على ( ع ) نزديك نمىشد جز آنكه او را با شمشيرش به دونيم مىكرد يا بر سرش ضربهاى وارد مىآورد و آن را از هم مىشكافت و او را كشته بر جاى مىانداخت . مشركين راه فرارى نداشتند مسلمانان ، زنان آنها را به محاصره گرفتند . ترس و وحشت بر آنها سايه افكنده بود و اگر مسلمانان مىخواستند هند و همراهانش را به اسارت گيرند قادر به اين كار بودند و چيزى نمىتوانست مانعشان شود . در روايت شرح نهج البلاغة به نقل از الواقدى آمده كه او مىگويد : پيروزى بدست آمده در « احد » براى پيامبر ، در هيچ جاى ديگر بدست نيامده بود و تا هنگامى كه مسلمانان از فرمان پيامبر سرپيچى نكرده به سراغ غنايم نرفته بودند اين پيروزى مسجل بود و مىافزايد : مسلمانانى كه در اين نبرد حضور يافته بودند مىگفتند به خدا سوگند « هند » و ديگر زنان و كنيزكان همراهش را مىديديم كه بىآنكه بتوانند چيزى براى اربابانشان ببرند راه فرار پيش گرفته بودند ولى قضاى الهى را نمىشود دگرگون كرد مسلمانان از همان جايى كه پيامبر نيزهدارانى در پشت جبههء خود قرار داده بود تا در صورت حملهء دشمن از سوى كوه جلودارشان باشند ، آسيب ديدند . وقتى مشركين منهزم گشتند و مسلمانان به غنايم پرداختند بيشتر آنها جايى را كه پيامبر برايشان تعيين كرده بود رها كردند و در آنجا جز فرمانده آنها عبد اللّه بن جبير و گروه اندكى از همراهانش كه از 9 تا 10 نفر تجاوز نمىكردند ، باقى نماندند . خالد بن الوليد ، نگاهى به كوه انداخت در آنجا كسى جز همان چند نفر نديد از فرصت استفاده كرد و بر آنها يورش برد آنها در برابر او و سوارانى كه همراه داشت و تعدادشان به دويست مىرسيد ، مقاومت كردند و وقتى نيزههايشان تمام شد با شمشير خود و تا آخرين نفس به دفاع پرداختند در همين فاصله كه عبد اللّه بن جبير و همراهانش به چنان مبارزهء قهرمانانهاى